خرید بک لینک
مراقبت باید کرد از هر ان چه که تورا به زندگی پیوندت میدهد...مراقبت باید کرد از محبت و عشقی که تو را در زندگی آدم ها عزیزتر خواهد کرد. چنان که اگر روزی کسی تو را به خاطر بی مهری ترک کرد، آنقدر مهرت با وجودش عجین شده باشد، آنقدر مهربانیت در ذهنش مانده باشد که نتواند فراموشت کند و این بهترین انتقامیست که میشود از آدم های بی مهر و عاطفه این دنیای خاکی گرفت ، ب

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

استاد نقاشیم همیشه میگفت، اگر قلب آدم های معمولی را یک بندرخت معمولی فرض کنیم که هربار با هر تکانی ارتعاشی کاملا عادی داشته باشد اما قلب آدم هایی که هنر و ادبیات میدانند همچون بند ویولن سلیست که اگر آدمی ناشی به ارتعاش درش بیاورد صدایش گوش فلک را کر میکند واگر آدمی وارد به سراغش برود، چنان موسیقی اش مستش کند که انگار زیباترین نوازنده عالم در حال نواختن ویل

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

همه آدم ها در زندگی ترس هایی دارند ناگریز، ترس هایی که گاهی از دید دیگران مسخره یا خنده دار آید، شاید هم گاهی از بچگی با تو رشد کرده باشند، اما هر چه هست یا میدانی، میتوانی و با تمام وجودت بر ترست غلبه میکنی و با آن روبرو میشوی و یا آنقدر ترس هایت را ادامه میدهی، غرقشان میشوی تا یک جا به بن بست برسی، غرق کامل بشوی. باتلاق ترس همین است، تا غرقت نکرده ، تا هرب

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

آدم ها به وسعت درکشان، زیبایی روح دیگران را می بینند، هرچه دریای درکشان عمیق تر باشد، زیبایی را بیشتر می بینند، به عمق داناییشان، مثل درختی پربار، فروتنیشان بیشتر میشود. آدم ها به قدر خالص بودن محبتشان عزیز و ماندگار و به اندازه اعتماد و ریسکی که میکنند آسیب پذیر میشوند.

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواند رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند . سکوت سرشار از سخنان ناگفته است . از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان وشگفتی های بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من . برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم، که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند. گوشی که، صداها و

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست این چندمین شب است که خوابم نبرده است ؟ رویای تو ، مقابل من ؛ گیج و خط خطی در جیغ جیغ گردش خفاش های پست رویای «من» مقابل «تو» ، تو که نیستی دکتر بلند شد و مرا روی تخت بست دارم یواش یواش که از هوش می ... روم پیچیده توی جمجمه ام هی صدای دست هی دست دست می کنی و من که مرده ام آن کس که نیست ، خسته شده از هر آنچه هست من از ...کمک! ه

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

عشق ورزیدن کار هر انسانی نیست. مهربان بودن از هر آدمی بر نمی آید، اصلا احساسات همه آدم ها آنقدر رقیق نیست که زود به جوش آید. نمیشود کسی را دوست داشت و آن وقت در ازایش عشقی برابر با رفتارهای خودت بگیری، بعضی دوست داشتن را جور دیگری تعریف میکنند، تعابیر است که متفاوت است. تنها کاریست که از تو می آید و آن هم این است که از هر آدمی همانقدری در خودت ایجاد توقع کن

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

آدم ها را باید آن وقتی بشناسی که حسابی بهشان پرو بال داده ای، تنها روی نقاط قوتشان متمرکز شده ای و آن قدر از خوبی هایشان بهشان گفته ای که تازه کم کم گمان آن را ببرند که نقطه ضعفی ندارند، که کامل ترین آدم روی زمین هستند و هیچ گاه رهایشان نمیکنی وتا ابد دوستدارشان باقی خواهی ماند..آنقدری که گاهی بعضیشان حس میکنند مگر چه دارند که یکی اینطور دنبالشان است و قدر

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

ارزش احساسات آدم به آن است که در تمام لحظات زندگی چه شاد چه غمگینش لمس شود، احساس بشود و هرچه غیر از این باشد، معنای زندگی را زیر سوال میبرد... میشود روزمرگی، عادت... اما گاهی آدم ها برای در رفتن از زیربار "احساسات"، برای درگیر نشدن زیادشان و معلق ماندنشان بین "دل" و "عقل" برمیدارند و قید احساساتشان را کامل میزنند و ریشه اش را از بیخ و بن میکنند، آنقدر خو

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

نمیدانم از قدرت فکر وانرژی زیادم هست یا نمیدانم از انرژی دوستانم هست یا هرچه هست و نیست، همیشه خواب هایم واقعیت دارند و همیشه اگر به کسی فکر کنم در کمتر از یک روز نشانی از او در زندگیم یافت میشود. مثلا اگر دوستی که به او خیلی نزدیکم و رفیقم هست در زندگیش مشکلی پیش بیاید خیلی ناخودآگاه حتی اگر مدت ها باشد از او بی خبر باشم یکهو در خوابم پریشان حال پیدایش میشو

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

دوستی امشب تکست داده بود و آنقدر خوشحال شدم که سریع بی توجه به تایم زون او شروع کردم به تندتند حرف زدن از زندگیم و تعریف کردن...دوستی که همسن مادرم هست ولی وقت هایی که نمیخواهم مادرم را نگران کنم و رفاقت مادرانه ممکن است باعث شود احساس و منطق هردومان مرزش گم بشود میتواند برایم خاله گری کند و روی کمکش حساب کنم...اما یکهو وسط حرف هایمان درباره مساله ای و سکوتی

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

بعضی آدم ها آنقدر ترسیده اند که میان ترس هایشان گم کرده اند مسیر لذت بردنی را که دیگر آدم ها خیلی راحت پیدایش کرده اند، دنبالش کرده اند ...بعضی آدم ها انگار از خود ترسیدن هم میترسند و چه سخت است در زندگیت بخواهی این آدم ها را قانع کنی که ترسشان مانع شده است، مانعی برای تمام آن حس هایی که میتواند زندگی را زیباتر کند.انگار درکی نداشته باشند از لذتی که آنقدر ز

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

نمیدانم چرا آدم های سخت به دلم بیشتر مینشینند، شاید چون خودم هم آدم چموش و سرسختی هستم که وقتی آدم ها دهان باز میکنند و شروع به تعریف و تمجید از من میکنند تنها همانهایی را باور میکنم که خودم میدانم در وجودم واقعا هستند یا وقتی یکی میخواهد به بهانه ای به من نزدیک بشود و منفعت ببرد از این نزدیک بودن، آنقدر آگاهنه رفتار میکنم که انگار نه انگار ... آن وقت ط

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

در میان نامه هایم در آینده به دخترم خواهم نوشت که هرگز مثل یک انگل زندگی نکن! هرگز برای رسیدن به خواسته هایت و برای رویاهایت دست از تلاش نکش و هیچ وقت برای رسیدنت آویزان زندگی کسی نشو! هیچ وقت فکر نکن کسی میتواند تو را خوشبخت کند که تو خودت مسوول خوشبختی خودت در زندگی هستی...به دخترم خواهم گفت که هرگز اجازه نده کسی عنان زندگیت را دستش بگیرد، که همیشه فرمان ز

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی که بس دور است بین ما که این سو پیرمردی با سپیدی های مو و هزاران بار مردن ، رنج بردن با خمی در قامت از این راه دشوار که این سو دستها خشکیده ، دل مرده با ظاهر خنده ای بر لب و گاهی حرفهای پیچ در پیچ و هم پیچ و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی که بس دور است بین ما که آن سو نا

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

چشمان آدم ها به هرکه دروغ بگوید به خود آدم نمی تواند دروغ بگوید. قصه آن است که چشم ها یک نماد است، نمادی از سر درون هر آدمی ...آدمی که شاد است با تمام چشمانش می خندد، چشمانش برق می زند و آدمی که ادای شادی را در می آورد عمق چشمانش باز هم بی رمق و غمگین باقی می ماند. از کنار چشمان هیچ آدمی نباید ساده گذشت.

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

به موجود دوپایی به نام انسان فکر میکردم و با خودم میگفتم شازده کوچولوی فضایی هیچوقت نخواهد توانست آدمها را درک کند. آخر اگر قرار برآن باشد که آدمها تا زمانی که زندهاند نسبت به چیزی یا کسی که اهلی کردهاند مسوول باشند، یا اگر قرار باشد هرکسی مسوول گلش باشد آنوقت چقدر دنیا پراست از آدمهایی که بی مسوولیتند...که مسوولیتشان آنقدر سنگین شدهاست که دیگر نتو

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

سنجاقک به خرس قطبی گفت:

دوستت دارم...!

خرس قطبی گفت: الان وقت خواب زمستانی ست، بعدا در این مورد با هم حرف میزنیم! خرس قطبی به خواب زمستانی فرو رفت، ولی هیچ وقت نفهمید که عمر سنجاقک فقط 3 روز است...!


ناشناس

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

مرز باریکیست بین تنهایی و زندانی ...زندانی همیشه تنهاست، حتی اگر در تمام لحظاتش آدمهایی باشند که عاشقانه میپرستدشان و اما یک تنها میتواند هرگز زندانی نباشد اگر خوب بتواند از تنهاییش استفاده کند، اگر یاد گرفته باشد که از آن برای خودش زندانی نسازد که محدودش کند به چهاردیواری اتاقش و امان از آن روزی که یک تنها محدود شود، ناخواسته، ندانسته و یکهو...پرت میشود وسط همان دره ای که هرلغزشش ممکن است هلش دهد ته دره ...

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

میدانی رویاهای آدم هرگز فراموش نمیشوند، تنها از تاریخ انقضایشان میگذرد و امان از آن روزی که رویای امروزت بشود حسرت فرداهایت...هرگز رویاهایت را نباید دست کم بگیری که یک روز چشم باز کنی و خودت را میان هزارهزار خواسته و آرزویی ببینی که هرکدامشان وقتی داشت و زمانی...

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

آدم هایی را میبینم که در رابطه اند، روابطی نامعلوم، بی انتها، بی سرانجام و غیررسمی اما حالشان خوب است، عمیقا به هم عشق می ورزند، همدیگر را دوست دارند و برای آرامش هم همه کار میکنند. آدم هایی که مهربانیشان بی انتهاست و با آن که میدانند وصالی در رابطه شان نیست اما حالشان خوب است. از دور که میبینم، از زبانشان که میشنوم با خودم فکر میکنم چند درصد آدم هایی که به

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

در زندگی هر آدمی اشتباهاتی وجود دارد که اشتباه هست، همه عالم و آدم، حتی خودت هم میدانی اشتباه بوده است اما اشتباهی به زیبایی هر چه درست است ... گاهی آدمی با خودش فکر میکند اشتباهاتش بخضی از قشنگ ترین خاطرات زندگیش هست حتی اگر در جای خودش، در جایی از گذشته آن اشتباه تاوانی برایش داشت یا آزارش دادو ناراحتش کرد...از اشتباهات آدمی تنها یک تجربه و درس باقی میما

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

صبر! صبر همانی که جواب خیلی از سوالات زندگیست، همانی که اگر نداشته باشیاش کلاهت پس معرکه است وامان از منی که آنقدر در زندگی عجول بوده ام و همیشه زودتر از دیگران به مقصد رسیده ام که حال صبوری کردن برایم سخت شده...هرچند طی سال های اخیر با خودم عهد کرده ام که صبورتر بشوم و تاثیرش را هم میبینم که کمی شده ام اما باز هم این عطش سیرناپذیر رسیدن، این کمال طلبی و

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

بهترین و نزدیک ترین دوستان آدمی همان ها هستند که رابطه ات با آن ها چهارفصل است، سردی دارد، گرمی دارد، بهار دارد و زمستان دارد. آن هایی که در اوج دلخوری هم باز ته دل هردوتان قرص است که همه چیز به حال سابق برمیگردد، بهتر از قبل، قوی تر و محکم تر از قبل! مثل گرهی که باز شده باشد، گره قلب های دو دوست هم ممکن است شل بشود، اصلا جدا بشود اما دست آخر گره را محکم تر

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

با مرگ جدی باش و با زندگی شوخی کن درست مثل وقتی که زندگی برایت جدیست و مرگ را به شوخی گرفتهای این را جنازهی زندهای میگفت که از نظمِ گورستان گریخته بود بهرام معصومی از کتاب "سفید چه رنگیست"

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

روزی می آید که به دخترم خواهم گفت که زن بودن همه اش درد نیست اگر به تو یاد بدهم خوب از پس احساساتت بر بیایی، زن بودن همه اش تماشای موفقیت مردان جامعه ات نیست اگر تو دانشت، استقلال روح و فکرت آنقدر باشد که محکم پابه پای آن مردان نابرابرانه در رقابت های علمی و کاری موفق از امتحان بیرون آیی، زن بودن همه اش رنج نیست آن وقت که نه ماه به انتظار کودکت نشسته ای در ح

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

گاهی پیش می آید و گاهی سال ها میگذرد و نمیفهمی چرا کسی را دوست داری، بی آن که دلیلی برایش پیدا کنی. کم کم متوجه میشوی که دوست داشتنی که بخواهی سردرگم دنبال دلایلش بگردی را باید فراموش کرد چرا که کسانی را در زندگیت داری که هیچ احتیاجی به تو ندارند اما عاشقت هستند و این را میتوانی از تمام رفتارها، گفتارها و کمک های بی دریغشان به خودت متوجه بشوی... شاید که همسر

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

دلتنگ کسی میشوی که دلش برایت تنگ نمیشود، کسی را دوست داری که دوستت ندارد، کسی دوستت دارد که دوستش نداری، اصلا تمام قوانین دل به دل راه دارد زیر سوال رفته، میدانم، همه این ها را میدانم که رفتن در جاده های یک طرفه ای که تنها لذت رفت را در بهترین حالتش می چشی و زجرش را به روی خودت نمی آوری ناراحتی دارد، اما یادت نرود در این دنیا چیزهایی هست که نمیدانند همه کس،

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

مجسمه را دیدهای؟ بی جان است اما برای آن که مجسمه ای زیبا شود صاحبش آنقدر تراشش داده و آنقدر سروکله زده شب و روز با مجسمه بی جانش تا یک اثر هنری خلق کند...راستش رابطه آدم ها هم همین است، باید سروکله زد، باید تلاش کرد، باید به آدم های جدید زندگی فرصت داد، فرصت همراهی، فرصت دیدار، فرصت دوست داشتن و عشق ... فرصتی برای باهم بودن که اگر این فرصت را ندهی یک روز ب

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

صفحه بندی